ماهيت،ابعاد و انواع تفکر
ماهيت،ابعاد و انواع تفکر
از نظرديويي فرايند تفکر شامل مراحل زير است :
1. پيشنهاد (s uggestion : در اين مرحله راه حلهاي مختلفي ارائه مي شود که ممکن است به پاسخ برسد .
2. تعقل ( Intellectualization ) : در اين مرحله فرد به جمع آوري مدارک و شواهد مربوط به حل مسئله و بررسي راه حلهاي مختلف مي پردازد .
3. فرضيه سازي (hypothesis ) : انتخاب راه حل مناسبي که احتمال بيشتري دارد که به نتيجه برسد .
4. استدلال ( Reasoning ) : فرضيه بررسي مي شود وبا توجه به معيار استدلال مورد پذيرش قرار مي گيرد .
5. کاربرد ( Application ) : فرضيه ي پذيرفته شده بکارگرفته مي شود ومورد آزمايش قرار مي گيرد تا صحت آن تائيد شود .
درواقع اين فرايند تفکر همان روش علمي است که در فرايند يک تحقيق بکار مي رود .
ﻤﺅلف کتاب "فکر ودانش "[i] از تفکر به عنوان تصوريا تجسم و يک گفتگوی توام با سکوت ياد می کند مانند گفتگوبا خود،بدون ايجاد صدا.
بنظر پياژه " تفکر نظامی از اعمال درونی شده است که به آن اعمال وﻴﮋه ، ختم می شود که ما آنها را عمليات می ناميم. يعنی اعمال بازگشت پزير و هما هنگ کننده ی ساير اعمال "
به عقيده ی مورگان[ii] و همکاران،تفکر عبارت است از بازآرايی يا تغيير شناختي اطلاعات بدست آمده از محيط و نمادهای ذخيره شده در حافظه ی دراز مدت ،اين تعريف انواع مختلف فکر را شامل مي شود .
انواع و ابعاد تفکر:
درمورد انواع وابعاد تفکر عقايد مختلفي وجود دارد ، به نظرعده اي مانند گيلفورد[iii] و دوبونو [iv]تفکر داراي فرايندهاي مختلفي است ، مانند تفکر منطقي ، انتقادي، و خلاق . گيلفورد معتقداست تفکر منطقي همان استدلال همگرا است در حاليکه تفکر واگرا ، تفکر خلاق است که به راه حلهاي مختلف يک مسئله توجه مي کند . تفکر واگرا داراي وﯿﮋگيها ي زير است :
سيالي( رواني ) Fluency : توليد تعدادي انديشه در يک زمان معين.
انعطاف پذيري( نرمش ) Flexibility : توليد انديشه هاي متنوع و غير معمول و راه حل هاي مختلف براي يک مسئله .
تازگي( اصالت ) Originality : استفاده از راه حل هاي منحصر به فرد و نو.
گسترش ( بسط ) Elaboration : توليد جزئيات و تعيين تلويحات و کاربردها .
ترکيب Synthesizing : کنار هم قرار دادن انديشه هاي نا همخوان.
تحليل Analyzing : شکستن ساختارهاي نمادين به عناصر تشکيل دهنده .
سازمان دادن Organizing : تغيير شکل دادن طرحها، کارکردها، و موارد استفاده ها .
پيچيدگيComplexity : توانايي برخورد کردن با تعدادي انديشه ي مختلف و مرتبط به طور همزمان .
از ميان ويژگيهاي بالا سه ويژگي نخست از همه مهمترند .
به نظر دوبونو فکر منطقي جنبه ي داوري کننده و ارزيابي کننده ي فکراست، يعني مسائل تجزيه وتحليل، مقايسه وسپس انتخاب مي گردند . درحاليکه در بعد خلاق، مسائل، تجسم، پيش بيني، و ارائه مي شود .تفکر منطقي با واقعيتهاي موجود محدود مي گردد، اما تفکر خلاق پاي درمسير مجهولات مي گذارد . توجه محض به تفکر منطقي موجب تضعيف قدرت تصور و خلاقيت مي شود .
تعاريف مختلفي از تفکر انتقادي مطرح گرديده است. انيس [v] " تفکر مستدل و تيزبينانه درباره ي اينکه چه چيزي را باور کنيم و چه اعمالي را انجام دهيم " را تفکر انتقادي مي نامد. وولفولک [vi] در سال 2001 ، "ارزيابي تصميمات از راه وارسي منطقي و منظم مسائل ، شواهد، وراه حلها "را تفکر انتقادي مي خواند . درهردو تعريف داوري و قضاوت مستدل مورد تاکيد قرارمي گيرد.
به عقده ي شريعتمداري آنچه درفرايند تفکر انتقادي ، تفکر خلاق ، تفکر واگرا رخ مي دهد ، فرايند حل مسئله است که مراحل تفکر را دربرمي گيرد.
سئوال اساسي که در اينجا قابل طرح است اين است که اگر فرايندهاي فکري را که همه ي ما داريم پايه هاي تفکر خلاق است، چرا همه ي ما به يک اندازه مولد و ﻣﺅثر نيستيم؟ در پاسخ به ا ين سئوال وايزبرگ [vii]مي گويد : بايد به تفاوتهاي فردي از نظر سطوح مهارتها ، انگيزه ، ودانش اشخاص وهمين طور به تفاوتهاي انواع فعاليتهاي خلاق ها توجه نماييم .بطور مثال فردي ممکن است در شنا قهرمان المپيک شود اما براي تنيس استعداد لازم را نداشته باشد . بنظر گشتالتي ها علت اين است که حل کنندگان مسئله تلاشهايشان را روي بکارگيري تجربه هاي گذشته در حل مسئله متمرکز مي کند . بطور مثال وقتي از آزمودني خواسته مي شود که نه نقطه را بهم وصل کند ، به علت اينکه مي خواهند بر اساس تجربه هاي گذشته خط هايي بکشند که در محدوده ي مربع شکلي که نقطه ها را تشکيل دادند قرار گيرد ، از اينرو حل مسئله غير ممکن مي شود ، اما اگر اين ثبات فکري شکسته شود به جواب مي رسند . (وايز برگ 1993 )
استرنبرگ [viii] تفکر را يک جريان تعاملي مي داند ، بدين صورت که تواناييهاي فکري بشر با زمينه و شرايطی که در آن عمل مي کند تعامل دارد.
فرا شناخت اصطلاح ديگري است که به تفکر مربوط مي شود . فلاول [ix] فرا شناخت را" دانش فرد درمورد فرايندهاي شناختي اش " تعريف مي کند . بعقيده ي براون [x] و همکارانش فراشناخت دربرگيرنده ي انواع آ گاهي درمورد شناختها يا فرايندهاي اجرايي تصميم گيري است که موجود انساني بايد هم فرايندهاي شناختي را انجام دهد و هم پيشرفت آن را بررسي کند.
چنانچه ملاحظه مي شود درمورد انواع وابعاد تفکرنظرهاي گوناگوني وجود دارد که به برخي از آنها اشاره گرديد، اين تفاوتها ناشي از ديگاههاست . اما در مجموع ميتوان اين نکته را يادآور شد که مي توان خلاقيت را بعنون يک فرايند و مجموعه ي تعاملي درنظر گرفت بنحوي که تفکر واگرا بخشي از آنست .
دانش آموخته فوق ليسانس رشته مديريت آموزشی هستم. پس از سالها خدمت دلسوزانه و صادقانه درحوزه ی تعلیم تربیت ، تدریس در تربیت معلم و دانشگاه تصمیم گرفتم از طریق راه اندازی این وبلاگ و طرح مباحث و مقالات آموزشی، پژوهشی در حوزه ی مدیریت ، برنامه ریزی و بطور کلی علوم تربیتی گامی هرچند کوچک در جهت انتشار و انعکاس نوآوریها برای استفاده دانشجویان ، دست اندرکاران و علاقمندان در حوزه ی مذکور بردارم. بدیهی است پیشنهادها و انتقادهای سازنده ی شما موجب امتنان و راهگشای ما در ارتقاء کیفیت نجام کار می باشد. ضمنا" نام وبلاگ (آی) واژه ی ترکی و به معنی "ماه" است!