فراگيران مورد تمسخر يا تهديد واقع نشوند. اشتباه و شکست امري اجتناب نا پذيرو لازمه ي زندگي  تلقي شود. فراگيرا ن از برنامه ها واهداف آن اگاه شوند و نظرات خويش را درمورد آن بيان کنند.     

      همکاری و همدلي جايگزين رقابت شود. البته مي توان فرد را رقيب خودش کرد. انگيزه ها ي دروني و علائق و تجارب فردي فراگيران رابايد مورد حمايت قرارداد. براي اين منظور لازم است معلمان از ميزان کنترل و ارزيابي خويش بکاهند و براي انها آزادي عمل را ممکن سازند. هدف ارزيابي نبايد بعنوان کنترل کار دانش آموز باشد بلکه براساس آگاه نمودن او از کار تنظيم شده باشد.

      معلمان بجاي نمره دادن نظر خويش را بنويسند و با فراگيران در مورد کارشان تعامل داشته باشند. گاهي نيز از ايشان بخواهند که کار خود را ارزيابي کنند.

      بطور کلي ساختار فکري کلاس بايد بگونه اي باشد که موجب تفکر و انديشيدن در دانش آموزان شود. معلمان بايد از سئوالها وپاسخ هاي غير معمول شاگردان استقبال کنند، ايده هاي ابتکاري را تقويت نما يند. توانايي توجه به جزئيات ضروري را در آنها افزايش دهد.