رشد خلاقيت دانش آموزان ارتباط مستقيم با روشها ي ياددهي - يادگيري دارد. معلم مي تواند با ايجاد موقعيتهاي پويا و برانگيزاننده در يادگيري، به دانش آموزان کمک کند تا باتوجه به توانائيها و علايق خويش دست به تجربه و يادگيري بزنند و از اين طريق شرايط را براي بروز خلاقيت فراهم نمايد. حال آنکه بکارگيري روشهاي سنتي که در آنها دانش آموز نقش منفعلي دارد، انگيزه ي خلاقيت از بين ميرود.

      اغلب محققان عقيده دارند روشهاي سنتي مانعي اساسي وجدي در بروز خلاقيت کودکان است ، از اينرو اگر معلمان باوجود محدوديتهاي نظام آموزشي  ، در حد امکان از شيوه هاي فعال و اکتشافي در آموزش بهره بگيرند فرصت را براي خلاقيت فراگيران ايجاد مي کنند.   

      برنامه ي درسي فشرده درزماني محدود ، عدم تسلط و آگاهي از مطالبي که بايد تدريس شود ، موجب مي شود معلم آزادي لازم  براي انجام فعاليتهايي که منجر به خلاقيت در شاگردان مي شود را  ندهد. درنتيجه، اين عوامل  و همينطوراجازه ندادن به دانش آموزان براي انجام بحث يا ارزيابي، مانع از اجراي روشهاي پرورش خلاقيت مي شود.

      بنظر گالاگر ، اگر تکليف درسي مربوط است به جمع آوري حقايق يا اثبات موضوعي خاص، به نظم منطقي نياز است. اما زمانيکه به ايده هاي جديد پرداخته مي شود بايد اجازه ي شلوغي و نامرتبي داد. او در سال 1985 الگوي زير را ارائه مي دهد، ومعتقد است فرد خلاق در همه ي زمينه ها توانايي بالايي دارد و از هر مهارت بموقع استفاده مي کند. زماني از تفکر همگرا وزماني از تفکر واگرا ؛ علاوه بر اين چها رجنبه ، عوامل ديگري مانند تجربه ، سليقه، ابتکار ، مهارتهاي تدريس در پرورش خلاقيت نقش دارند.    

 مراحل فرايند خلاق

قالب مورد انتظار

عمل فکري اصلي

عامل شخصيت يا نگرش

آماده سازي

مرتب ، بخوبي سازمان يافته

حافظه شناختي

سخت گوشي ،  توجه مداوم

نهفتگي واشراق

نا مرتب، نامنسجم ،مغشوش

تفکر واگرا

آزادي فکر ،  ريسک کردن  تحمل شکست و ابهام

اثبات تحقيقي

مرتب ، بخوبي سازمان يافته

تفکر همگرا  ارزشياب

انضباط

                                                         الگوي گالاگر(1985)

       لازم است معلمان ، روشهاي تدريس خلاق را بشناسند و بموقع از آنها استفاده نمايند. از قبيل شيوه هاي شناختي و عاطفي مانند مغايرتها  ، تمثيل ، جستجوي تصادفي و ... فنون آموزش خلاقيت مانند فن بارش مغزي ، سينکتيکز ، فهرست سئوالها و...؛ همچنين از شيوه ي حل مسئله بهره گرفته شود.

      معلمان عملکرد خويش را با توجه به برنامه ي درسي و نوع درس تنظيم مي کنند. از اينرو ساختار فيزيکي يا فکري کلاسها مي تواند متفاوت باشد مثلا در درس علوم متفاوت است با درس علوم اجتماعي ، گرچه در هر دو سعي ميشود شرايط مناسبي براي برانگيختن قواي خلاقيت دانش آموزا ن فراهم شود.