نقش معلم در رشد خلاقيت دانش آموزان(بخش 4و پایانی)
رشد خلاقيت دانش آموزان ارتباط مستقيم با روشها ي ياددهي - يادگيري دارد. معلم مي تواند با ايجاد موقعيتهاي پويا و برانگيزاننده در يادگيري، به دانش آموزان کمک کند تا باتوجه به توانائيها و علايق خويش دست به تجربه و يادگيري بزنند و از اين طريق شرايط را براي بروز خلاقيت فراهم نمايد. حال آنکه بکارگيري روشهاي سنتي که در آنها دانش آموز نقش منفعلي دارد، انگيزه ي خلاقيت از بين ميرود.
اغلب محققان عقيده دارند روشهاي سنتي مانعي اساسي وجدي در بروز خلاقيت کودکان است ، از اينرو اگر معلمان باوجود محدوديتهاي نظام آموزشي ، در حد امکان از شيوه هاي فعال و اکتشافي در آموزش بهره بگيرند فرصت را براي خلاقيت فراگيران ايجاد مي کنند.
برنامه ي درسي فشرده درزماني محدود ، عدم تسلط و آگاهي از مطالبي که بايد تدريس شود ، موجب مي شود معلم آزادي لازم براي انجام فعاليتهايي که منجر به خلاقيت در شاگردان مي شود را ندهد. درنتيجه، اين عوامل و همينطوراجازه ندادن به دانش آموزان براي انجام بحث يا ارزيابي، مانع از اجراي روشهاي پرورش خلاقيت مي شود.
بنظر گالاگر ، اگر تکليف درسي مربوط است به جمع آوري حقايق يا اثبات موضوعي خاص، به نظم منطقي نياز است. اما زمانيکه به ايده هاي جديد پرداخته مي شود بايد اجازه ي شلوغي و نامرتبي داد. او در سال 1985 الگوي زير را ارائه مي دهد، ومعتقد است فرد خلاق در همه ي زمينه ها توانايي بالايي دارد و از هر مهارت بموقع استفاده مي کند. زماني از تفکر همگرا وزماني از تفکر واگرا ؛ علاوه بر اين چها رجنبه ، عوامل ديگري مانند تجربه ، سليقه، ابتکار ، مهارتهاي تدريس در پرورش خلاقيت نقش دارند.
|
مراحل فرايند خلاق |
قالب مورد انتظار |
عمل فکري اصلي |
عامل شخصيت يا نگرش |
|
آماده سازي |
مرتب ، بخوبي سازمان يافته |
حافظه شناختي |
سخت گوشي ، توجه مداوم |
|
نهفتگي واشراق |
نا مرتب، نامنسجم ،مغشوش |
تفکر واگرا |
آزادي فکر ، ريسک کردن تحمل شکست و ابهام |
|
اثبات تحقيقي |
مرتب ، بخوبي سازمان يافته |
تفکر همگرا ارزشياب |
انضباط |
الگوي گالاگر(1985)
لازم است معلمان ، روشهاي تدريس خلاق را بشناسند و بموقع از آنها استفاده نمايند. از قبيل شيوه هاي شناختي و عاطفي مانند مغايرتها ، تمثيل ، جستجوي تصادفي و ... فنون آموزش خلاقيت مانند فن بارش مغزي ، سينکتيکز ، فهرست سئوالها و...؛ همچنين از شيوه ي حل مسئله بهره گرفته شود.
معلمان عملکرد خويش را با توجه به برنامه ي درسي و نوع درس تنظيم مي کنند. از اينرو ساختار فيزيکي يا فکري کلاسها مي تواند متفاوت باشد مثلا در درس علوم متفاوت است با درس علوم اجتماعي ، گرچه در هر دو سعي ميشود شرايط مناسبي براي برانگيختن قواي خلاقيت دانش آموزا ن فراهم شود.
دانش آموخته فوق ليسانس رشته مديريت آموزشی هستم. پس از سالها خدمت دلسوزانه و صادقانه درحوزه ی تعلیم تربیت ، تدریس در تربیت معلم و دانشگاه تصمیم گرفتم از طریق راه اندازی این وبلاگ و طرح مباحث و مقالات آموزشی، پژوهشی در حوزه ی مدیریت ، برنامه ریزی و بطور کلی علوم تربیتی گامی هرچند کوچک در جهت انتشار و انعکاس نوآوریها برای استفاده دانشجویان ، دست اندرکاران و علاقمندان در حوزه ی مذکور بردارم. بدیهی است پیشنهادها و انتقادهای سازنده ی شما موجب امتنان و راهگشای ما در ارتقاء کیفیت نجام کار می باشد. ضمنا" نام وبلاگ (آی) واژه ی ترکی و به معنی "ماه" است!